عبدالله مستوفى
224
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
همراهى كند . وضع من در پاريس غير از لندن است ، چون زبان ميدانم خيلى در زحمت نيستم . هرجا بخواهم بروم با گفتن نشانى بدرشكهچى به راحتى مرا خواهد رسانيد . گذشته از اين ، برنامهء اقامت ما هم در اينجا خيلى سبكتر از لندن است . بار حضور رسمى روز سوم ورود ما ، روز بار حضور رسمى تعيين گشته بود . بعد از ظهر كالسكههاى دولتى ما را باليزه ، قصر رياست جمهورى ، برد . بر خلاف لندن ، در اينجا تشريفات زيادى در موقع اين بار حضور رسمى به عمل آمد . عدهاى ژاندارم سواره در دو طرف كالسكههاى سفارت در دو خط حركت ميكردند در ورود بقصر اليزه ، گارد احترام در حياط صف كشيده بود . طبل بصدا درآمد ، بيرق فرانسه باحترام ورود سفارت سر خم كرد و احترام نظامى به عمل آورد . از پلههاى قصر بالا رفتيم ، در طرفين پلهها هويسيهها ( فراشخلوتها ) موهاى خرمائى يا مشكى خود را با گرد سفيد ( پودر ) تزيين كرده ايستاده بودند . همين كه بدر اطاق مقر رئيس جمهورى رسيديم ، درب ورود بتوسط يكنفر پيشخدمت باز شده ، هويسيه بصداى بلند ورود ما را بجملهء ذيل : « جناب آقاى سفير كبير و هيئت سفارت فوق العادهء ايران » اعلام كرد . وارد شديم ، مسيو آرماند فاليير « 1 » رئيس جمهورى فراكى در برونشان درجه اول شير و خورشيد زده و حمايل سبز آن را از زير فراك انداخته بود « 2 » . چند نفرى در دو طرف رئيس جمهورى بفاصله ايستاده بودند ، مشير الملك نطق رسمى خود را البته از حفظ اداء كرد و نامهء خود را تقديم نمود . جناب رئيس جمهورى دست بجيب فراك كرد و صفحهء كاغذى كه در آن جواب نطق را نوشته بودند درآورد و با دست ديگر عينك دماغى خود را از جيب جليقه بيرون كشيد و به چشم گذاشت و جواب خود را با خطاب « آقاى سفير كبير . . . » از روى نوشته قرائت كرد . در آخر هر جمله چشم خود را از روى كاغذ برميداشت و ابتدا بسفير كبير و در جملههاى بعد بما هم نظرى مىافكند . جواب نطق كه تمام شد ، دست خود را به سمت سفير كبير دراز كرد و باهم دست دادند . مشير الملك ، صفاء الممالك و من و لقمان الدوله را به سمت مستشار و نايب و وابستهء سفارت كبرى معرفى كرد . جناب رئيس جمهورى با يكيك دست داد ، سپس ايشان حاشيهء خود را بجناب سفير كبير معرفى كردند . يكى از آنها كاپيتن رئيس گارد و ديگرى رئيس دفتر مخصوص رياست جمهورى ، با يكى دو نفر ديگر بودند و مشير الملك هم با آنها دست داد . وقتى كه آقايان برگشتند كه سرجاى خود بايستند ، طورى ايستادن خود را مرتب كردند كه با سه نفر اعضاى سفارت كبرى يك در ميان شدند و دائرهء شكستهاى تشكيل داديم . دو صندلى دسته
--> ( 1 ) - Fallieres ( 2 ) - بين دولت ايران و دولت فرانسه مبادلهء نشان قراردادى است . آنها براى صدر اعظم ايران اگر نشانى بفرستند ، نشان درجه اول با حمايل سرخ لژيون دونور است و ايران هم براى رئيس جمهورى نشان درجه اول شير و خورشيد با حمايل سبز ميفرستد . سفير كبير و وزير خارجه هم همين حال را دارد و اين كار بموجب قرار خاصى است كه طرفين رعايت مينمايند .